© 2026 فیترادو | FitRado — تمامی حقوق محفوظ است.
ساختهشده برای مربیان فیتنس ایرانی
کاهش توده و قدرت عضلانی از عوامل اصلی ناتوانی، کاهش تحرک و عملکرد فیزیکی ضعیف است که تأثیر آنها با پیشرفت سن یا زندگی با بیماریهای مزمن پررنگتر میشود. اگرچه ارتباط میکروبیوم روده با بیماریهای متابولیک، عصبی-توانبخشی و قلبی-عروقی سالهاست که اثبات شده، اما شواهد جدیدتر نشان میدهد باکتریهای روده نقش تنظیمکنندهای در حفظ توده و عملکرد عضلات دارند. محققان هلندی و اسپانیایی در مطالعهای جدید، به دنبال کشف این ارتباط بودند که آیا گونههای خاصی از میکروارگانیسمها با قدرت عضلانی همبستگی دارند یا خیر و در صورت وجود، سازوکار اثر آنها بر بافت عضله چگونه است.
دانشمندان نمونههای مدفوع ۹۰ فرد سالم جوان (۱۸ تا ۲۵ سال) و ۳۳ فرد سالم مسنتر (بالای ۶۵ سال) را بررسی کردند و همزمان شاخصهای آمادگی جسمانی شامل قدرت پنجهای، عملکرد پرس پا و پرس سینه، و همچنین VO2 max (حداکثر مصرف اکسیژن حین فعالیت) را اندازهگیری کردند. در میان تمام گونههای شناساییشده، تنها جنس Roseburia همبستگی مثبتی با توده و قدرت عضلانی نشان داد، اما رفتار گونههای مختلف آن کاملاً متفاوت بود. گونههای R faecis و R intestinalis در هیچیک از گروههای سنی با قدرت پنجه یا VO2 max همبستگی معنیداری نداشتند و سطوح R faecis و R hominis نیز با هیچیک از معیارهای قدرت عضلانی مرتبط نبود. در مقابل، در افراد مسن، کسانی که سطح قابلمشاهدهای از R inulinivorans را در روده خود داشتند، بهطور متوسط ۲۹ درصد قدرت پنجهای بیشتری نسبت به گروه بینام نشان دادند؛ افزایشی که بدون افزایش متناظر در حداکثر مصرف اکسیژن رخ داد و نشاندهندهی کارایی بهتر فیزیکی بود. در گروه جوانتر، سطوح بالاتر این گونه با قدرت پنجهای بیشتر و VO2 max بالاتر همراه بود. همچنین، فراوانی نسبی همزمان R inulinivorans و R intestinalis با عملکرد بهتر در پرس پا و پرس سینه همخوانی داشت.
دادهها نشان دادند که فراوانی باکتریهای روزبوریا با افزایش سن کاهش مییابد. در گروه جوان، محدوده فراوانی R faecis بین ۰ تا ۳.۳ درصد، R intestinalis بین ۰ تا ۵.۵ درصد و R inulinivorans بین ۰ تا ۶.۶ درصد بود. این مقادیر در گروه مسن بهطور محسوسی پایینتر آمد: R faecis بین ۰ تا ۲.۲ درصد، R intestinalis بین ۰ تا ۰.۷ درصد و R inulinivorans بین ۰ تا ۱.۳ درصد. این افت فراوانی دقیقاً همزمان با دورهای است که شیوع سارکوپنیا (تحلیل رفتن عضلات) افزایش مییابد.
برای اطمینان از تأثیر مستقیم باکتری بر قدرت عضله و نه صرفاً یک همبستگی مشاهدهای، محققان آزمایشی روی ۳۲ موش طراحی کردند. میکروبیوم روده این حیوانات با دو هفته آنتیبیوتیک بهطور کامل کاهش یافت و سپس حیوانات بهصورت تصادفی در چهار گروه تقسیم شدند؛ سه گروه هفتهای یکبار یکی از سویههای روزبوریا دریافت کردند و گروه چهارم بدون باکتری بهعنوان شاهد باقی ماند. پس از ۴، ۶ و ۸ هفته، نتایج جالبی ظاهر شد. هیچیک از سویههای روزبوریا توانایی دویدن موشها تا حد خستگی را افزایش نداد، اما در معیار قدرت عضلانی تفاوت چشمگیری ایجاد کردند. موشهای دریافتکنندهی R inulinivorans در مقایسه با گروه شاهد، حدود ۳۰ درصد افزایش در قدرت پنجهی جلویی نشان دادند. این حیوانات همچنین فیبرهای عضلانی بزرگتری توسعه دادند و نسبت فیبرهای تندکاو (نوع II) در عضله ساکلوس (ساق پا) بهطور معنیداری بالاتر بود؛ اگرچه این تفاوت در مقایسه با گروه دریافتکنندهی R intestinalis معنیدار نبود. توزیع اندازهی فیبرها در گروه شاهد نسبتاً یکنواخت بود، اما در گروه R inulinivorans سهم فیبرهای بزرگتر بهطور قابلتوجهی بیشتر شد. این تغییرات فیزیکی با alterations در پروتئینها و آنزیمهای درگیر در فرآیندهای متابولیک تولید انرژی برای فعالیت عضلانی همراه بود.
با وجود نتایج امیدوارکننده، محققان بر برخی محدودیتهای مهم پژوهش تأکید میکنند. در آزمایش روی موشها، هیچیک از گونههای انسانی روزبوریا نتوانستند بهطور دائمی در روده حیوانات کلونیسازی کنند. همچنین، مسیرهای مستقیمی که ممکن است در این فرآیند نقش داشته باشند، بهویژه مسیرهای مرتبط با التهاب یا سیگنالدهی عصبی-عضلانی، بهطور مستقیم بررسی نشدند. پژوهشهای طولانیمدت آینده ضروری است تا مشخص شود آیا تغییرات در سطوح R inulinivorans واقعاً باعث تغییر در عملکرد عضله میشود یا اینکه فراوانی این باکتری خود بهدلیل تفاوتهای عملکردی عضلات تغییر میکند. با این حال، تیم پژوهشی نتیجه میگیرد که شواهد قوی از وجود یک محور روده-عضله حمایت میکند که در آن R inulinivorans با تعدیل مثبت متابولیسم و قدرت عضلانی عمل میکند و بهعنوان یک کاندیدای احتمالی برای پرازیوتیکهای غذایی در حفظ قدرت عضله شناخته میشود.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد که حضور گونهی خاص R inulinivorans میتواند از طریق افزایش فیبرهای تندکاو (نوع II) و بهبود چرخههای تولید انرژی در عضله، به حفظ عملکرد پلایومتریک و قدرتی کمک کند. برای مربیان و ورزشکاران، این نتیجه اهمیت استراتژیهای تغذیهای حمایتکننده از تنوع میکروبی روده را در دورههای تمرینات انفجاری و قدرتی پررنگ میکند. با این حال، با توجه به عدم کلونیسازی دائمی در مدلهای حیوانی و نیاز به بررسیهای طولی بیشتر، هرگونه مداخلهی پرازیوتیک یا پروبیوتیک باید تحت نظارت متخصصان تغذیه ورزشی و در چارچوب توصیههای علمی آینده پیگیری شود.